تبلیغات
هیئت انصار ابوالفضل(ع)ایلام - زندگی با یاد امام زمان (ع) و مطابق پسند ایشان (1)

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 
 

صفحه نخست

تماس با ما

لینك آر اس اس

آرشیو مطالب

ایمیل ما

 

:: صفحه نخست
::
تماس با ما
::
ایمیل ما
::
لینك آر اس اس
::
آرشیو مطالب
::
طراح قالب

:: واحد فرهنگی خواهران
:: اجتماعی
:: سیاسی
:: معارف اسلامی
:: اهل بیت(ع)
:: مقالات
:: کتابخانه
:: اخبار روز
:: ویژه
:: مسائل روز
:: سفر مجازی
:: پخش زنده حرم ها
:: فیلم و کلیپ
:: مداحی و صوت
:: روایت لینک
:: تصاویر
:: موبایل اسلامی
:: دانلود
:: سرگرمی


نظر شما در مورد این پایگاه؟





نویسندگان :
:: سرباز گمنام

آمار بازدید :
 
آمار بازديد :
:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :

گالری تصاویر


 







 

زندگی با یاد امام زمان (ع) و مطابق پسند ایشان (1)
مرتبط با :
http://rasekhoon.net/userfiles/Article/1393/12/6/08631.jpg

اگر فرض نزدیک بودن زمان ظهور امام (علیه السلام) را در حدّ یک روز برای خود تداعی کنیم، تصدیق خواهیم کرد که اولین و مؤثرترین لازمه‌ی آن، پُررنگ شدن یاد امام (علیه السلام) و غفلت نکردن از ایشان در همه‌ی ساعات و دقایق زندگی است. منتظر واقعی امام زمان (علیه السلام) نمی‌تواند از یاد ایشان و انتظار قدومشان غافل شود. و این چیزی نیست که به صورت تصنّعی در مؤمن به وجود آید، بلکه معرفت و محبّت و انتظارش او را به طور طبیعی به این حالت می‌رساند. خوب است این ویژگی را از زبان یک منتظر راستین فرج - مرحوم سیدمحمد تقی موسوی اصفهانی (رحمه‌الله) - بیان کنیم:
«و امّا انتظار قلبیِ کامل، پس به این حاصل می‌شود که شخص مؤمن در هیچ حالی از حالات و هیچ وقتی از اوقات و هیچ مکانی از مکان‌ها، از یاد امامش و انتظار قدوم مبارکش خالی و فارغ نباشد، بلکه اگر در مجالس و محافل مردم هم حاضر می‌شود و با اهل عالم گفتگو می‌کند، قلبش پیش امام (علیه السلام) باشد و به انتظار او و خیال او و شوق وصال او باشد. مثل شخصی که اولادش منحصر باشد به یک نفر و آن یک نفر هم به جمیع کمالات آراسته باشد و وجودش انواع و اقسام فوائد و منافع از برای این شخص داشته باشد و به سفری رفته باشد و این پدر از جا و منزل او خبر نداشته باشد، تصور کن آیا یک ساعت از خیال او بیرون می‌رود یا آنکه از جستجوی او تغافل می‌کند؟ حاشا و کلّا! بلکه شب و روز بلکه در تمام ساعات و حالات و حرکات و سکنات، محبوب او پیش نظر او ممثّل است چنانچه شاعر گفته:....

ای غایب از دو دیده چنان در دل منی *** کز لب گشودنت به من آواز می‌رسد

... و همین که انتظار قلبی به این درجه از کمال رسید، آثار ظاهریه‌ی او هم به درجه‌ی کمال می‌رسد.» (1)

زندگی با یاد امام زمان (علیه السلام) از جنبه‌ی تربیتی بسیار بسیار سازنده است و خیرات و برکات زیادی از این طریق به شخص منتظر می‌رسد. یاد امام (علیه السلام) و توجّه دائمی به ایشان باعث می‌شود که انسان در همه‌ی صحنه‌های زندگی‌اش مطابق با خواست ایشان عمل کند و حرکات و سکناتش را با پسند ایشان تنظیم کند.
شاهد دانستن ایشان در همه‌ی امور - چه کارهای پنهان و چه آشکار - سبب می‌شود تا منتظر فرج، دست از پا خطا نکند و همواره مسیری را پیش بگیرد که به جلب رضای خاطر امامش اطمینان حاصل کند. حفظ دین برای این شخص مهم‌تر از هر مسأله‌ دیگری است و حاضر نیست به هیچ قیمتی و برای رسیدن به هیچ لذّتی از کسب خشنودی امامش صرف‌نظر کند. چون می‌‌داند که اهل تقوا محبوب مولایش هستند، در تهذیب نفس خویش از رذائل اخلاقی و مفاسد روحی می‌کوشد و نمی‌تواند خود را در وضعیّتی ببیند که اگر مولایش ظهور فرمود، از دیدن روی ایشان احساس شرمندگی و خجالت بکند. لذا خود را همواره به گونه‌ای می‌سازد که در اولین نگاه، لبخند خشنودی مولا را به روی خود امید داشته باشد.
اینجاست که پرداختن به تهذیب نفس و شناخت راههای آن برای منتظر فرج اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. ما در این خصوص بر سه محور اساسی تربیت روحی که نقش مهمّی در سازندگی انسان دارند، اشاره می‌کنیم:

1. رعایت تقوا و ورع، اهتمام به واجبات و پرهیز از محرّمات

اولین و پایه‌ای‌ترین شرط سازندگی خود، عمل به واجبات دینی و اهتمام داشتن نسبت به انجام آن‌هاست. مؤمن منتظر نمی‌تواند ببیند که واجبی از او فوت می‌شود و می‌داند که محبوب‌ترین کارها نزد خداوند، عمل به فرائض است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
قال اللهُ تَبارَک و تَعالی: ما تَحَبَّبَ اِلیَّ عبدی بأحبِّ ممّا افتَرَضتُ علیه. (2)
خداوند تبارک وتعالی فرمود: بنده‌ی من به وسیله‌ی چیزی محبوب‌تر از انجام واجبات به من اظهار دوستی نکرده است.
البته مقیّد شدن به انجام واجبات سختی دارد و مطابق طبع حیوانی و راحت طلبِ نفس انسان نیست، ولی منتظر واقعی بر این امر صبر پیشه می‌کند و خود را برخلاف امیال نفسانی به انجام آن‌ها مقیّد می سازد.
امام صادق (علیه السلام) در ذیل آیه‌ی شریفه‌ی: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (3) فرمودند: اِصبِرُوا عَلَی الفَرائِض (4) بر (انجام) واجبات صبر کنید.
اگر عمل به واجبات زحمت و سختی نداشت، تعبیر «صبر» در مورد آن مناسب نبود. انسان باید برای درک این مقام قدری خودش را به زحمت بیندازد و مقیّد کند تا به انجام طاعات عادت کند و کم کم سختی و تلقی ابتدائیِ انجام آن - که احتمالاً برای بعضی افراد وجود دارد - به سهولت، شیرینی و لذّت تبدیل شود. منتظر واقعی به درجه‌ای از ایمان می‌رسد که توفیق در عمل به واجبات بیش از هر لذّت دیگری برایش شیرین است و ارتقا یافتن به رتبه‌ی متّقیان از هر چیز دیگری او را بیشتر خوشحال می‌سازد. او می‌داند که بالاترین درجه‌ی تقوا از طریق عمل به واجبات برای او حاصل می‌شود. پیامبر خدا (صلی‌ الله ‌علیه و آله ‌و سلم) فرمودند:
اِعمَل بِفَرائِضِ اللهِ، تَکُن اَتقَی الناسِ. (5)
به واجبات الهی عمل کن تا متقی‌ترین مردم باشی.
همچنین بالاترین عبادت خداوند همین است که کسی واجبات را درست ادا نماید. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
اَعبَدُ النّاسِ مَن اَقامَ الفَرائِضَ. (6)
عابدترین مردم کسی است که واجبات را به پا دارد.
برترین عبادت خدا را اعمال مستحبّی ندانسته‌اند و عابدترین فرد کسی نیست که مستحبّات بیشتری انجام دهد. با این وجود ارزش انجام مستحبّات و تأثیر آن در بالا بردن مرتبه‌ی عبادت غیرقابل انکار است.
در کنار عمل به واجبات و هم ارز آن، پرهیز و دوری از محرّمات الهی است. منتظر امام زمان (علیه السلام) به دنبال راهی است که او را به ایشان هرچه بیشتر نزدیک سازد تا هنگام استقبال از مولایش جزء دوستان و عزیزان ایشان قرار بگیرد. بر طبق احادیث، تقرّب به امام عصر (علیه السلام) جز از طریق تقرّب به خداوند نیست و بهترین راه تقرّب به پروردگار، حریم گرفتن نسبت به محرّمات است که از آن به «ورع» تعبیر می‌شود. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
فِیما ناجَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِه موسی (علیه السلام): یا موسی، ما تَقَرَّبَ اِلیَّ المُتَقَرِّبُونَ بِمِثلِ الوَرَعِ عَن مَحارِمی. (7)
از جمله مناجات‌های خدای عزوجل با حضرت موسی (علیه السلام) این بود که فرمود: ای موسی، کسانی که (به من) تقرّب می‌جویند، با هیچ وسیله‌ای همچون پرهیز و حریم گرفتن از محرّمات من، به من تقرّب پیدا نمی‌کنند.
«ورع» کمالی است در انسان که زمینه‌ی پرهیز و حتی فرار از گناهان را در او فراهم می‌کند، به طوری که از نزدیک شدن به آن وحشت دارد و از ترس اینکه مبادا به حرام بیفتد، به حدّ و مرز آن نزدیک هم نمی‌شود. به همین جهت در ترجمه‌ی آن، تعبیر حریم گرفتن را به کار بردیم.
اگر تقوا و ورع نباشد، هیچ امیدی به اعمال خوب آدمی نیست؛ چون همه‌ی آن‌ها در معرض تباهی و از دست رفتن است. امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این آیه‌ی شریفه:
« وَ قَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَّنثُوراً». (8)
و به سراغ اعمالی که انجام داده‌اند رفتیم پس آن را غباری پراکنده (نابود) ساختیم.
چنین فرمودند:
أما واللهِ اِن کانَت اَعمالُهُم اَشَدَّ بَیاضَاً مِنَ القَباطیِّ (9) ولکن کانُوا اِذا عَرَضَ لهم الحَرامُ لم یَدَعُوه. (10)
بدانید قسم به خدا هر آینه اعمال آن‌ها از پارچه‌های نازک کتانی سفید رنگ، سفیدتر بود، امّا چون در معرض کار حرام قرار می‌گرفتند، از آن نمی‌گذشتند.
کسانی که در آیه‌ی شریفه‌ اعمالشان « هَبَاءً مَّنثُورًاً» شده است، به فرموده‌ی امام صادق (علیه السلام) اعمالشان بسیار خوب و در مقایسه با پارچه‌های سفید رنگ کتانی مصری، روشن‌تر و سفیدتر بوده است. دلیل تباه شدن آن اعمال خوب، چیزی نبوده جز اینکه ایشان تقوا نداشتند و اگر در معرض عمل حرامی واقع می‌شدند نمی‌توانستند از آن بگذرند؛ آن قدر خویشتن‌دار و خود نگهدار نبودند که بتوانند از آلوده شدن به معصیت، خود را سالم نگه دارند.
به صریح قرآن، خداوند فقط از اهل تقوا اعمال خوب را می‌پذیرد:
«اِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ». (11)
اگر تقوا نباشد، هیچ امیدی به پذیرفته شدن اعمال خوب هم نیست و بی‌تقوایی همه‌ی خوبی‌ها را نابود می‌سازد. تقوا سبب می‌شود که هنگام پیش آمدن معصیت، یاد خدا در مؤمنِ متّقی زنده گردد و همین یاد است که او را از انجام گناه باز می‌دارد. از امام جعفر صادق (علیه السلام) چنین نقل شده است:
مِن اَشَدِّ ما فَرَضَ اللهُ عَلی خَلقِهِ ذِکرُ اللهِ کثیراً. ... لا أعنی سُبحانَ اللهِ و الحَمدُللهِ و لا اِلهَ الّا اللهُ و اللهُ اکبرُ، و إن کانَ مِنه، وَلکِن ذِکرَاللهِ عِندَ ما اَحَلَّ وَ حَرَّمَ فإن کانَ طاعةً عَمِلَ بِها و إن کانَ مَعصِیَةً تَرَکَها. (12)
از سخت‌ترین اموری که خداوند بر خلق خود واجب ساخت زیاد یاد خدا کردن است... . مقصودم (گفتنِ) سبحان الله و الحمدالله و لا اله‌ الّا الله و الله اکبر نیست، گرچه این هم از مصادیق ذکر خداوند است، ولی منظور یاد کردن خداوند است در مورد آنچه حلال و حرام فرموده که اگر اطاعت (خدا) است به آن عمل کند و اگر معصیت است آن را ترک نماید.
هر چه تقوا کمتر باشد، غفلت از یاد خداوند بیشتر است و همین غفلت زمینه‌ی انجام معاصی را فراهم می‌سازد. پس «ذکر الله» نقش اساسی و محوری در ترک گناه و فرار از نافرمانی‌ها دارد و با توجّه به اینکه فرموده‌اند: «إِنَّ ذِکرَنا مِن ذِکرِالله» (13) و یا اینکه: «اِنّا إذا ذُکِرنا ذُکِرَ اللهُ» (14). می‌توان فهمید که یادِ اهل بیت (علیهم السلام) از یاد خداوند جدا نیست و همان اثری که بر یاد کردن خداوند مترتّب است، بر یاد امام عصر (علیه السلام) نیز بار می‌شود. بنابراین زندگی منتظر واقعی همواره با یاد محبوبش می‌گذرد و لذا نمی‌تواند همراه با بی‌تقوایی و آلوده شدن به گناهان باشد. هر قدر انتظار مؤمن شدیدتر باشد، بیشتر به یاد مولای منتظَر خویش هست، و هر چه یادِ بیشتری از ایشان کند، کمتر دست و دلش به سوی گناه متمایل می‌گردد.
با وجود تقوا اگر چه حجم اعمال انسان کم باشد، ولی ارزش آن نزد خداوند زیاد است. چون معیار قبولی عمل تقواست و اگر عملی مورد قبول قرار گیرد، دیگر کم نخواهد بود، هر چند که ظاهر آن در مقایسه با بعضی اعمال دیگر ناچیز شمرده شود. حضرت باقر (علیه السلام) از امیرمؤمنان (علیه السلام) نقل کرده‌اند که ایشان فرمودند:
لایَقِلُّ عَمَلٌ مع تقوی. وَ کَیفَ یَقِلُّ ما یُتَقَبَّلُ؟ (15)
هیچ عملی با وجود تقوا کم نیست. و چگونه آنچه که پذیرفته می‌شود، کم باشد؟!
زیادی عمل نزد پروردگار متعال با معیار قبولی آن سنجیده می‌شود. هر چه شرایط یک عمل به مقبول شدن نزدیکتر باشد، آن عمل بیشتر و در میزان الهی سنگین‌تر خواهد بود.
مفضَّل که یکی از ارادتمندان با اخلاص امام صادق (علیه السلام) بود نقل کرده است که: زمانی در حضور امام (علیه السلام) سخن از اعمال به میان آوردیم. من گفتم: عمل من چقدر کم و ناچیز است! حضرت فرمودند: مَه! اِستَغفِرِاللهَ: ساکت شو! از خدا آمرزش بخواه. سپس اضافه فرمودند:
اِنَّ قَلیلَ العَمَلِ مَعَ التَقوی خَیرٌ مِن کَثیرِ العَمَلِ بِلا تَقوی.
همانا عمل ناچیزِ همراه با تقوا، بهتر از عمل زیاد بدون تقواست.
من پرسیدیم: چطور امکان دارد عمل زیاد بدون تقوا باشد؟ حضرت فرمودند:
نَعَم، مِثلُ الرَّجلِ یُطعِمُ طَعامَةُ و یَرفُقُ جیرانَه و یُوَطِّیُ رَحلَه، فإذا ارتَفَعَ لَه البابُ مِن الحَرامِ دَخَلَ فیه. فهذا العَمَلُ بِلا تَقوی. و یَکونُ الآخَرُ لَیسَ عِندَهُ فإذا ارتَفَع لَه البابُ مِنَ الحَرامِ لَم یَدخُل فیه. (16)

آری مانند مردی که از غذای خود (به مردم) می‌خوراند و با همسایگان خود مدارا می‌کند و درِ خانه‌اش باز است، ولی چون دری از حرام به سویش گشوده شود، داخل آن می‌گردد. این عمل بدون تقواست. دیگری آن اعمال را ندارد، ولی وقتی دری از حرام به رویش باز گردد، داخل آن نمی‌شود. (این مصداق عمل کم امّا باتقواست.)

پس آنچه اهمیت دارد این است که انسان در مواجهه با حرام چگونه خویشتن‌داری و خود نگهداری کند. میزان ارزش اعمال انسان به همین عامل بستگی دارد که تقوا نامیده می‌شود. اگر انسان حتی نسبت به یک گناه این حالت را نداشته باشد، نباید امیدی به پذیرفته شدن کارهای خوب خود ببندد.
ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمودند:
لا وَاللهِ لا یَقبَلُ اللهُ شَیئاً مِن طاعَتِهِ عَلی الإصرارِ عَلی شَیءٍ مِن مَعاصِیهِ. (17)
نه، قسم به خدا، خداوند هیچ طاعتی را با وجود اصرار (شخص) بر یکی از گناهان خود نمی‌پذیرد.
اصرارِ بر گناه نشانه‌ی بی‌تقوایی انسان است و همین امر سبب می‌شود که خداوند هیچ عمل خیری را از کسی که اصرار بر یک گناه دارد، نپذیرد. معنای اصرار این نیست که شخص گناهی را به طور مکرّر انجام دهد، بلکه اگر نسبت به انجام یک گناه بی‌باک و لااُبالی باشد، اهل اصرار بر آن شمرده می‌شود. جابر از امام باقر (علیه السلام) در توضیح آیه‌ی شریفه‌ی « وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ » (18) نقل کرده است:
الاِصرارُ هُو أن یُذنِبَ الذَّنبَ فَلا یَستَغفِرُ اللهَ وَ لا یُحَدِّثٌ نَفسَهُ بِتَوبَةٍ. فَذلِکَ الاِصرارُ. (19)
اصرار این است که گناهی را مرتکب شود ولی از خدا (به خاطر آن) طلب مغفرت نکند و به فکر توبه‌ای (از آن گناه) نباشد. پس این حالت (همان) اصرار است.
توبه به معنای بازگشتن است. و کسی که به فکر توبه نیست، در حقیقت تصمیم به بازگشت از گناه خود ندارد. بنابراین اگر باز هم امکان تکرار آن برایش پیش آید، از ارتکاب آن هیچ اِبایی ندارد. و معنای اصرار بر گناه همین است و این لازمه‌ی بی‌تقوایی می‌باشد.
شخص متّقی نسبت به هیچ گناهی - ولو یک گناه - چنین حالتی ندارد، و اگر گناهی مرتکب شود یا گناه گذشته‌ی خود را تکرار کند، پس از هر بار انجام آن، فوراً پشیمان شده، به فکر توبه و استغفار می‌افتد و هیچگاه نسبت به آن بی‌تفاوت و لااُبالی نمی‌باشد.

آیه‌ی شریفه‌ای که جابر تفسیر قسمتی از آن را از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده، در وصف اهل تقوا آمده است. (20) مضمون خود آیه همراه با توضیح امام (علیه السلام) به روشنی ارتباط تقوا را با اصرار نداشتن بر گناه بیان می‌کند. به طور خلاصه می‌توان گفت: تقوا آن حالت خویشتن‌داری و خودنگهداری است که انسان مؤمن را در هنگام مواجهه با گناه، از ارتکاب آن حفظ می‌کند. و لازمه‌ی وجود این حالت این است که شخص با تقوا نسبت به انجام هیچ گناهی - حتی یک گناه - اصرار نداشته باشد، و اگر هم گناهی مرتکب شد، بلافاصله نسبت به آن طلب مغفرت می‌کند و به فکر توبه می‌افتد.

با این ترتیب نمی‌توان گفت که مؤمن باتقوا هرگز گناهی مرتکب نمی‌شود. آنچه مسلّماً در او نیست، همان حالت اصرار بر گناه است. و بنابراین گناهانی که گاهی مرتکب می‌شود، در واقع لغزش( زَلَّة) محسوب می‌شود. لغزش وقتی است که اختیار و تصمیم قلبی در مورد آن وجود ندارد. کسی که در راه رفتن پایش می‌لغزد و به زمین می‌خورد، هیچگاه از قبل تصمیم به زمین خوردن نگرفته و عمداً به گونه‌ای راه نمی‌رود که پایش بلغزد.
مؤمن باتقوا هم نسبت به ارتکاب گناه همین‌طور است. او هیچگاه پیش از ارتکاب گناه، بنای بر انجام آن ندارد و حالت بی‌پروایی و جسارت نسبت به آن در او نیست، امّا ممکن است گاهی در شرایطی قرار گیرد که پایش بلغزد و به درّه گناه سقوط کند، و اگر چنین شد، فوراً پشیمان می‌شود و تصمیم به ترک آن برای همیشه می‌گیرد. و اگر به فرض، بار دیگر هم چنین اتفاقی تکرار شود، باز هم همان پیامد را خواهد داشت، و هیچگاه مؤمن متّقی مجوّز انجام گناه را در هیچ حالی - حتی برای یک بار هم - به خود نمی‌دهد.
اگر چنین صفتی در شخصی باشد، امید است که خداوند اعمال خویش را بپذیرد و گناهانش را هم عفو نماید. ولی اگر این صفت در کسی نباشد، نمی‌تواند اطمینانی نسبت به شمول رحمت و مغفرت الهی در حق خود داشته باشد.
نتیجه‌ای که از مجموع این بحث گرفته می‌شود این است که: منتظران فرج بقیّة الله الاعظم ارواحنا فداه، باید در بالاترین سطح تقوا و ورع باشند، به طوری که در میان اطرافیان خود و حتی اهل شهر خویش در پاکی و خوبی، زبانزد و مشهور باشند.
امام صادق (علیه السلام) به یکی از شیعیان خود به نام عیسی‌بن عبدالله که اهل قم بود، آن گاه که برایشان وارد شد، فرمودند:
یا عیسی بنَ عبدِالله، لَیسَ مِنّا - ولا کَرامَةَ - مَن کانَ فی مصرٍ فیه مِأَةُ اَلفٍ أو یَزیدونَ وَ کانَ فی ذلِکَ المِصر أحَدٌ أَورَعُ مِنهُ. (21)
ای عیسی بن عبدالله، از ما نیست، و کرامتی هم ندارد - هر کس که در شهری با صد هزار نفر جمعیّت یا بیشتر باشد و در آن شهر کسی باورع‌تر از او باشد!
شیعه‌ی که حقیقتاً در انتظار فرج مولایش می‌سوزد. باید باورع‌ترین انسان مؤمن در شهر خودش باشد و اگر چنین نباشد کرامت و شرافتی نزد خدا و اهل بیت (علیهم السلام) ندارد.
در فرمایش دیگری حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) همین حقیقت را با تعبیر دیگری از پدر گرامی خود نقل فرموده‌‌اند:
کَثیراً ما کُنتُ اَسمَعُ أبی یَقُولُ: لَیسَ مِن شیعَتِنا مَن لا تَتَحَدَّثُ المُخَدَّراتُ بِوَرَعِهِ فی خُدُورِهِنَّ. وَ لَیسَ مِن اَولیائِنا مَن هُو فی قَریَةٍ فیها عَشَرَةُ آلافِ رجلٍ فیهِم [مِن] خَلقِ اللهِ اَورَعُ مِنه. (22)
من از پدرم بسیار می‌شنیدم که می‌فرمود: از شیعیان ما نیست کسی که (در تقوا و ورع به اندازه‌ای شهرت نیافته باشد که) زنان پرده نشین در پس پرده‌ی خویش از ورع او سخن نگویند. و از دوستان ما نیست کسی که در شهری با ده هزار نفر مرد باشد که در میان آن‌ها خدا مخلوقی با ورع‌تر از او داشته باشد.
عفّت و پاکیِ دوست امام عصر (علیه السلام) باید آنقدر شدید باشد که حتی مخدّرات که پرده نشین هستند و تماس مستقیمی با مردان نامحرم ندارند، از ورع و پاکدامنی این مؤمن، در پس پرده سخن بگویند. آری؛ این است صفتِ منتظر فرج امام (علیه السلام)
3713 منبع مقاله :
بنی‌هاشمی، سیّدمحمّد؛ (1390)، سلوک منتظران، تهران: مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، چاپ ششم


نوشته شده توسط سرباز گمنام در 1394/10/20

نظرات (

:: مرجعی كه بدون بیهوشی جراحی شد
:: پیام رهبر معظم انقلاب درپی حماسه حضور ملت در راهپیمایی ۲۲ بهمن: نهیب ملت ایران دشمن را به عقب می‌راند و عزم راسخ او معادلات غلط آنان را به هم می‌ریزد
:: پشت پرده پروژه سایبری سارون چه کشورهایی قرار دارند؟
:: نوآهنگ اختصاصی-حاج آقا مومنی --امام حسین(ع)
:: ربا
:: طراحی آرم هاتا ایلام -----ارسالی یکی از کاربران

:: لیست کامل مطالب ارسالی


این پایگاه با هدف اطلاع رسانی هیئت مذهبی انصار تکیه ابالفضل(ع)ایلام از برنامه های خود و انعکاس آنها به مردم عزیز راه اندازی شده است شما عزیزان برای انتقال پیشنهادات و انتقادات خود می توانید در قسمت(تماس با ما) با ما در ارتباط باشید.همچنین شما نیز می توانید از طریق سامانه پیامکی نیز با ما در ارتباط باشید.....روابط عمومی هیات انصار
مدیر وبلاگ: سرباز گمنام


:: :: قالب وبلاگ
:: حضرت امام خمینی(ره)
:: دفتر مقام معظم رهبری
:: آیت الله سیستانی
:: آیت الله وحید خراسانی
:: آیت الله تبریزی(ره)
:: دفتر حضرت آیت الله خامنه ای
:: هیئت مذهبی نوجوانان انصار ابوالفضل(ع)ایلام
:: کانون فرهنگی انصار ولایت
:: پایگاه خبری هاتا نیوز
:: پایگاه اینترنتی نصر19
تور استانبول
تور آنتالیا
تور کیش
تور مشهد
دوره MBA
دوره DBA
آموزش فروش
مدیریت کسب و کار
:: چت روم

:: لیست کامل پیوندها



:: هفته چهارم بهمن 1396
:: هفته اول مرداد 1396
:: هفته چهارم فروردین 1396
:: هفته چهارم اسفند 1395
:: هفته سوم اسفند 1395
:: هفته سوم آبان 1395
:: هفته چهارم مهر 1395
:: هفته اول شهریور 1395
:: هفته سوم مرداد 1395
:: هفته چهارم خرداد 1395
:: هفته چهارم بهمن 1394
:: هفته سوم دی 1394
:: هفته اول آبان 1394
:: هفته چهارم مهر 1394
:: هفته اول شهریور 1394
:: هفته دوم مرداد 1394

:: لیست کامل آرشیو ماهانه

:: یادگار انقلاب
:: دانشنامه سوره های قرآن
:: احادیث موضوعی
:: وصیتنامه شهدا
:: دانشنامه مهدویت
:: تدبر در قرآن

 صفحه نخست | ایمیل ما | لینك آر اس اس | آرشیو مطالب |  طراح قالب

Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by http://hatailam.mihanblog.com
Design By : wWw.Theme-Designer.Com